هنر ، سیاست ، اقتصاد ،اجتماع ، سرگرمی ، کمک ، دوستی ، زندگی بهتر و سه نقطه
هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک غزال شروع به دويدن ميکند و مي داند سرعتش بايد از يک شير بيشتر باشد تا کشته نشود هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک شير شروع به دويدن مي کند و مي داند که بايد سريع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگي نميرد مهم نيست غزال هستي يا شير با طلوع خورشيد دويدن را آغاز کن. " آنتوني رابينز"
چقدر خوبه که آدم يکي رو دوست داشته باشه نه بخاطر اينکه نيازش رو بر طرف کنه نه بخاطر اينکه کس ديگري رو نداره نه بخاطر اينکه تنهاست و نه از روي اجبار بلکه بخاطر اينکه اون شخص ارزش دوست داشته شدن رو داره![]()
بیاموزیم :
شکوه رستن ٬ اینک طلوع فروردین .
دمید این همه گل ٬ شکفت این همه رنگ ٬
زمین به ما آموخت :
از پیش حادثه باید که پای پس نکشیم.
مگر کم از خاکیم ؟
نفس کشید زمین ٬
ما چرا نفس نکشیم ؟!
روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد. پروفسورحسابي
لوحههای تختجمشید
اسناد بنیادین از نظامهای اجتماعی و اداری در ایران هخامنشی
(رضا مرادی غیاث آبادی)
در تختجمشید چند گونه کتیبه از دوره هخامنشی دیده شده و به دست آمده است. یکی . . .
ثانیه ای بیش طول نخواهد کشید.
پس نمی گویم!
ولی به چشمانم نگاه کن
و ببین با تمام وجودم فریاد می زنم: ... ...
ای کاش می توانستی زبان نگاهم را بخوانی
و صدای دلم را بشنوی.
اما افسوس
یا همان زبان نگاه
مرا دریابی.
به چشمانم نگاه کن....
چه می بینی؟
هیهات اگر نگاهم نامانوس باشد...
اگر چنین باشد
باکی نیست.
با زبان دل می گویم ... ...
آیا شنیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین به صورت ناشناس انجام میشود. سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار میشد، باز میگردد.
در صده سوم میلادی که مطابق میشود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند.
کلودیوس به قدری بیرحم وفرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام میشود...
بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق میدانند و از آن زمان نهاد و نمادی میشود برای عشق!
در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.(از ویکیپدیا).
"شاید افراد زیادی را ببینید كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غلیظ Americanاش تلفظ می كنند.
اما تعداد افرادی كه از واژه درود استفاده می كنند، بسیار نادر است!
همینطور كلمه Thanks بیش از سپاسگزارم و Good bye بسیار راحت تر از بدرود در دهان ها می چرخد. ما حتی به این هم بسنده نكرده ایم!
این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت هی خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند. سفره هفت سین نمی چینند، اما در آراستن درخت كریسمس اهتمام می ورزند!
جشن شب یلدا كه به بهانه بلند شدن روز، بری شكرگزاری از بركات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شكرگزاری برپا می كنند!
همه چیز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی اسم سپندار مذگان به گوششان نخورده است.
این جشنها نشان دهندهی فرهنگ، چگونگی زندگی، خلق و خوی، فلسفهی زندگی و در کل جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. «آگاهی داشتن از فرهنگ های سایر ملل» و «مرعوب شدن در برابر آن فرهنگها» دو چیز جداگانه است. با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بیاینکه ریشه در خاک، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی است که دیگران پیش از ما رسیدهاند و جا خوش کردهاند! برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهمترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملتها است." (http://www.mazdakam.com/content/view/364/225)
بیاید بجای "والنتاین" ، "سپندارمذگان" را پاس بداریم.
چه صادقانه پذیرفتم.
چه فریبانه! آغوشم برایت باز شد.
چه ابلهانه!با تو خوش بودم.
چه کودکانه!با تو خوش بودم.
چه زود!به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی.
چه حقیرانه! نیازمندت شدم.
چه ناجوانمردانه!وضع غریب خداحافظی به من آمد.
چه عاشقانه من سوختم.
چه بی رحمانه.....
ولی هنوز دوستت دارم ای غریب آشنای من ...
وقتی معنای زندگی را گم می کنم و کتاب های لغت همچون کلاف های سردرگم دوره ام می کنند ٬ آنگاه که کابوسهای شبانه با رژه های خود مرا مفتخر به سان دیدن می نمایند ٬ از هرچه طعم گس و تلخ سیب که به اسم زندگی در ظرف های آهنی زمان و مکان جای گرفته اند ٬ بیزار می شوم...
عشق تر بود اگر ٬ به جای در آغوش گرفتن زانوان سکوت و اهدای چشمان خیره به تصویر خاطرات پوچ و مبهم که شبانه از دیوارهای بلند تخیلات بر سرم آوار می شوند ٬ و مرا از فشار خود به ناتوانی و نابودی ره می نمایند ٬ کفش هایم را که به زور پاهایم را در آغوش گرفته اند ٬ می کندم و مسیر بی انتهای ابدیت را تا هیچ وقت و هیچ جا می دویدم ٬ در حالی که روپوشی از یاس به رنگ روح رهایی بر تنم بود و گیسوانم سرمست از هیجان و دوندگی در فضا رها می شدند !
نیاکان ما از چند هزار سال پیش دریافته بودند که هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (Farvahar) سرشته شده که پویندگی و بالندگی انسان از کوشش و جوشش آنهاست....
